خوش آمدید!

با عضویت در این انجمن شما میتوانید در بحث ها شرکت کنید و دانسته های خود را با دیگر اعضا به اشتراک بگذارید

عضویت

بحث و تبادل نظر نقد و بررسی بازی mad max

Erfan

کاربر
عضویت
16 Sep 2018
ارسال ها
37
Mad max بازی نا اشنا ست که شاید شما اسمش رو نشنیده باشید:|ولی خب این بازی موضوعش رو در مورد عصر اینده طراحی کرده که تا حدودی خوب پیشرفت ولی معایبی هم داره:|،در قسمت پایین در مورد معایب و مزایای این بازی بحث میکنیم(شما میتونید با لایک های خود از این بنده حقیر حمایت کنید)
Mad max نمایش‌های امیدوار کننده‌ای داشت و موفقیت بسیار خوب فیلم Mad Mad: Fury Road در چند ماه گذشته باعث شد تا امیدها به این بازی نیز بالاتر برود. چرا که شخص جورج میلر هم در خلق دنیای این بازی نقش داشت و در ابتدای راه ساخت بازی، تیم آوالانچ را راهنمایی کرد. این بازی اقتباسی از دنیایی است که توسط جورج میلر در سال ۱۹۷۹ خلق شد. فیلمی با نقش آفرینی مل گیبسون (Mel Gibson) که تبدیل به یک سه گانه شد و در سال‌های ۱۹۸۱ و ۱۹۸۵ ادامه یافت. امسال پس از ۳۰ سال، هنر هفتم و هشتم پذیرای دنیای Mad Max بودند. بازی Mad Max یک بازی کامل است و بدون توجه به داستان فیلم ساخته شده و نباید از این موضوع نگران باشید. عناصر اصلی موجود در دنیای فیلم‌ها در بازی وجود دارند تا شاهد دو دنیای شبیه به هم و وفادار به هم باشیم، اما داستان و وقایع بازی از فیلم جدا است و این موضوع مهمی است.

رانندگی در بیابان در ابتدا سخت و پس از مدتی لذت بخش می‌شود
دنیای Mad Max دنیایی آخرالزمانی در دل بیابان‌های خشک و گرم را روایت می‌کند. جایی که مکس در آن رها شده، از خانواده‌ی خود دور شده و تک و تنها در دل این بیابان بر سر بقا تلاش می‌کند. جایی که دشمنان بسیاری وجود دارند و تهدید بسیار جدی برای او به شمار می‌روند. مکس خیلی زود با مکانیکی به نام چامباکت (چام) آشنا می‌شود که به او کمک می‌کند تا ماشین خود را بسازد. چام حتی در مبارزات نیز شما را کمک می‌کند. به این شکل که بر پشت ماشین سوار شده و از ابزارهایی که در اختیار دارید در راه نابودی دشمنان استفاده می‌کند. در هنگام خرابی ماشین نیز به سرعت به جلوی ماشین می‌پرد و ماشین را تعمیر می‌کند. در این بیابان یافتن آب بسیار سخت است. آب اصلی‌ترین عامل حیات و بزرگ‌ترین ثروت این دنیای بی‌رحم است و در کنار آن بنزین نیز از ارزش بالایی برخوردار است. گرچه بنزین آن‌قدر که فکرش را می‌کردیم در بازی کمیاب نبود و شاید هیچ‌کس پیدا نشوند که با پیدا کردن آن مشکلی داشته باشد.

یافتن آب امری بسیار مهم به شمار می‌رود و میزان سلامتی مکس پس از آسیب‌های جسمی وارد شده به او، به خوردن آب و البته غذا بستگی دارد. غذا حتی از آب هم موثرتر عمل می‌کند و نیروی از دست رفته‌ی مکس را به او بازمی‌گرداند. اما پیدا کردن آن راحت نیست. اگر تصور یک غذای خوشمزه و پر انرژی را دارید، سخت در اشتباه هستید. چرا که در این دنیا غذای سگ، خزندگانی که در گوشه و کنار بیابان حرکت می‌کنند و یا حتی کرم‌هایی که مشغول تجزیه‌ی یک جسد هستند را می‌توان خورد. حالتان بهم خورد؟ مکس چنان با اشتها این‌ها را میل می‌کند که تصور می‌کنید شاید به یک بار امتحان کردنش بیارزد! در زمان انجام بازی در اتاق گرمی نشسته بودم و ناخواسته گرمایی شبیه به گرمای بازی را حس می‌کردم. هرگاه مکس شروع به نوشیدن آب می‌کرد، من هم تشنه‌ام می‌شد‌! منظور این است که دنیای بازی به خوبی ماهیت خودش را به شما القا می‌کند. تصور محیط‌های تکراری و بیابانی را کنار بگذارید و انتظار یک گشت و گذار جالب در یک بیابان بزرگ را داشته باشید. چرا که آولانچ این فضا را به بهترین شکل ممکن خلق کرده و در مقابل دیدگان مخاطب خود قرار داده است.


بازی Mad Max تلفیقی از دو سبک مختلف است. مبارزه‌های سوار با ماشین (Vehicular combat) شاید مهم‌ترین ویژگی بازی قبل از انتشار آن بود که مانور زیادی رو آن داده شد. این بخش‌های تقریبا نیمی از گیم‌پلی بازی را تشکیل داده‌اند و حتی بعضی از مراحل داستانی بازی کاملا به این شکل دنبال می‌شوند. بقیه‌ی بازی صرف اکشن با پای پیاده و ماجراجویی در محیط‌های مختلف می‌شود. هر دو قابلیت در شروع بازی جذاب به نظر می‌رسند و پیش روی در بازی و اضافه شدن امکانات بیشتر به ماشین و ارتقای مهارت‌های مکس، همه چیز جذاب‌تر می‌شود. اما متاسفانه این روند ادامه پیدا نمی‌کند. شاید اگر در روز اول چیزی حدود چهار ساعت بازی را انجام دهید و برای انجام کاری به ناچار از بازی خارج شوید، تا قبل از بازگشت مجدد به بازی مدام به فکر ادامه‌ی آن و بازگشت به یک ماجراجویی هیجان‌انگیز و سینمایی باشید. شاید حتی با خود تصور کنید که با یکی از بهترین بازی‌های سال طرف هستید. این فکرها اصلا عجیب نیست و بازی شروع بسیار خوبی دارد و اتفاقات جذابی رخ میدهد در ابتدا علاوه بر گیم‌پلی، داستان نیز شروع نسبتا خوبی دارد و برای مخاطب جذاب است. اما با پیشروی در بازی، حتی داستان نیز رنگ و بویی دیگر به خود می‌گیرد و موضوع هیجان انگیزی رخ نمی‌دهد. همه چیز کسل‌کننده پیش می‌رود، تا اینکه در اواخر بازی از بعضی اتفاقات شوکه بشوید. این موضوع به شدت امیدوار کننده بود و بی رحمی دنیای Mad Max را نشان می‌داد و حیف که در تمام طول بازی شاهد چنین اتفاقاتی نبودیم. اتفاقاتی که برای دقایقی انگیزه‌ای قوی به شما و مکس می‌دهد تا بازی را با احساسی خوب به پایان برسانید. اما در کمال تعجب شاهد پایانی معمولی و ضعیف بودیم. شخصیت‌هایی که معلوم نبود از کجا آمده‌اند که به یک‌باره در داستان ظاهر شوند و تاثیر بسیار محکمی روی روند داستانی بازی بگذارند. یا صحنه‌ی پایانی بازی که شاید باب میل بسیاری از بازیکنان نباشد و کسی را راضی نکند.

رانندگی در بیابانی که جاده کشی نشده و آسفالتی در آن وجود ندارد، در ابتدا بسیار دشوار است. در مسیرهای باریک مدام به دیوارها و صخره‌ها برخورد می‌کند. مدتی طول می‌کشد تا به کنترل کردن ماشین عادت کنید. البته با پیشروی در بازی می‌توانید ارتقاهای موثری در بخش گاراژ انجام دهید تا قدرت هندلینگ ماشین بیشتر شود و تجربه‌ی رانندگی بسیار لذت‌بخش‌تر و آسان‌تر شود. در واقع پیشروی در بازی و به پایان رساندن آن بدون ارتقای ماشین، کاری بسیار سخت و در برخی مواقع غیر ممکن است. دسترسی به گزینه‌های بخش گاراژ آسان نیست. نیاز به آیتم‌هایی به نام Scrap دارید که در واقع همان پیچ و مهره‌ها و ابزارهایی هستند که برای ارتقا لازم می‌شود. به کمی قبل‌تر بازگردیم و یکی از مراحل ابتدای بازی که در آن فرصت انتخاب یک ماشین از پنج مدل مختلف را دارید. پس از انتخاب و دزدیدن ماشین مورد نظر، تا پایان بازی می‌توانید آن را به یک چیزی شبیه به هیولا تبدیل کنید و این امر نیاز به گذاشتن وقت بسیار زیادی دارد. یافتن Scrapها کار آسانی است و مشکل این‌جاست که مقدار کمی از آن‌ها در محیط‌های مختلف گذاشته شده است و این وقت شما را خیلی می‌گیرد. البته در بعضی مواقع مقداری Scrap رایگان به حساب شما افزوده می‌شود که کمی کارتان را ساده‌تر خواهد کرد. آزاد کردن آیتم‌های گاراژ هم آسان نیست و ممکن است حاصل تلاش چند ساعته‌ی شما برای جمع کردن ۹۰۰ عدد Scrap فقط صرف یکی از ارتقاها شود و شما فرصت کمی برای سر و سامان دادن به دیگر آیتم‌ها دارید. یک سری از آیتم‌ها هم قفل هستند و باز کردن هر کدام از آن‌ها وابسته به انجام کارهایی است که در منوی گاراژ از شما خواسته شده است. به این ترتیب ارتقای کامل ماشین با یک بار بازی کردن بازی غیر ممکن است. در گاراژ‌ می‌توان با ارتقای آیتم‌های مختلف قدرت حمله، دفاع، سرعت و دیگر امکانات را ارتقا داد.وضعیت بدی که در طراحی مراحل شاهد بودیم، حتی تاثیر زیادی در این بخش گذاشته بود.



همان‌طور که اشاره شد، داستان تنها عاملی نیست که در روند بازی شما را خسته می‌کند. مهمترین موضوع مربوط به گیم‌پلی و طراحی مراحل می‌شود که اصلی‌ترین ضربه را به بازی وارد کرده است. روند جذاب بازی در ابتدا با تنوع بالا در مراحل ابتدایی و اضافه شدن امکانات جدید به ماشین ادامه پیدا می‌کند و پس از مدت کوتاهی متوقف می‌شود. همه چیز همانند ساعت‌های ابتدایی بازی تکرار می‌شود و تا پایان بازی مراحل تکراریآن را برای چند بار تجربه خواهید کرد. متاسفانه علاوه بر تکراری شدن خود ماموریت‌ها، شاهد چیدمان بسیار بد مراحل هستیم و نحوه‌ی دست‌یابی و شروع یک ماموریت‌ داستانی، همانند مثالی که در بالا زدم بسیار عذاب آور می‌شود. مراحل فرعی هدف جذابی را دنبال نمی‌کنند. برای باز کردن مراحل داستانی در بعضی مواقع بازی شما را مجبور به تمام کردن مراحل فرعی می‌کند تا عملا به عضو مهمی از بازی تبدیل شوند. کمتر در بازی‌های Open World دیدیم که آزادی عمل بازیکن تا این حد زیر سوال برود و بازیکن مجبور به انجام کارهایی شود که به هیچ‌وجه علاقه‌ای به انجامشان ندارد. مراحل فرعی در بعضی موارد شامل داستانی کوتاه و نصفه و نیمه می‌شود. به طور مثال آزاد کردن فردی در یک غار که اسیر دشمنان شده است. باقی مراحل فرعی شامل برخی پایگاه‌ها می‌شود که هدف تسخیر آن‌هاست. چهار نوع کمپ در بازی وجود دارد. Oil Pump، Transfer Tank، Top Dog و Stank Gum که هر کدام ویژگی‌های خودشان را دارند. مثلا Top Dog کمپی است که با ورود به آن دشمنان زیادی به سمت مکس حمله می‌کنند و بعد از چند مرحله با یک باس‌فایت مواجه می‌شوید. هر کدام از این کمپ‌ها برای بار اول جذاب است، اما وقتی برای بار دوم یا سوم به آن‌ها مواجه می‌شوید، همه چیز تکراری است.

متاسفانه علاوه بر تکراری شدن خود ماموریت‌ها، شاهد چیدمان بسیار بد مراحل هستیم و نحوه‌ی دست‌یابی و شروع یک ماموریت‌ داستانی بسیار سخت است چیزی که گندشو در میاره:|
از آن گذشته باید مدت زمان بیشتری را صرف آن‌ها کنید که بسیار روند بازی را خسته کننده می‌کند. با ورود به محوطه‌ی کمپ ممکن است دشمن در وضعیت دفاعی قرار بگیرد و حتی ورود شما به کمپ سخت می‌شود. آن‌ها با انفجار بمب‌های رنگی در آسمان شروع جنگ با شما را اعلام می‌کند. از بالای برجک‌ها به سمت شما نارنجک‌ پرتاب می‌شود و از روی پشت‌بام‌ها اسنایپر‌ها به سمت شما شلیک می‌کنند. همین موضوع باعث می‌شود تا کمی هم درگیر پاک‌سازی بیرون کمپ شوید. گاهی برای ورود به کمپ‌ها نیز دچار مشکل می‌شوید و ممکن است دری محکم در مقابل شما قرار گرفته باشد. در این صورت یا باید در را منفجر کنید یا به دنبال راه مخفی ورود به کمپ بگردید که در برخی از کمپ‌ها وجود دارد. شما مجبور به تسخیر این کمپ‌ها هستید. چرا که در بعضی از قسمت‌های بازی برای آزاد کردن مراحل داستانی باید سطح امنیت قلمروهای مختلف بازی را بالاتر ببرید و بهترین راه تسخیر این کمپ‌ها است. هر قلمرو یک رهبر دارد که معمولا ماموریت‌های فرعی بازی را برای آن‌ها انجام خواهید داد. حتی از مکس خواسته می‌شود تا برخی امکانات برای کمپ مرکزی بسازد و برای این کار جعبه‌های ابزار در نقطه‌های مختلف نقشه به شما معرفی می‌شود. با جمع آوری این جعبه‌ها می‌توانید کمپ‌ها را مجهز کنید. این کار آن‌قدر مسخره و بی‌فایده است که در بعضی از قسمت‌های بازی، سازنده طبق عادت خود شما را مجبور به انجام آن‌ها می‌کند تا ماموریت‌های داستانی را برایتان باز کند! راه‌های دیگری نیز وجود دارند که انجام آن‌ها از همان بار اول نیز جذابیتی ندارد. مسابقات Death Race نیز در بازی وجود دارد که فرصت خوبی برای سرگرم شدن در این بازی خسته کننده است.
نویسنده Erfan

 
بالا